حسود نباشم 2!....

خرید بک لینک

من همیشه وقتی دور و اطرافم آدم موفق دیدم ، به این فکر کردم که چجوری موفق شده و رمز و رازشو سعی کردم بفهمم...

دور و اطرافم میشناسم که ازم تعریف می کنند و خودشون و زندگیشون مقایسه می کنند بعضا یا تعریف و تمجدید(الکی) یا سعی کردند سد راهم بشن و به خیال خودشون کم و کوتاه جلوه ام بدند... وقتی این رفتار هارو میبینم مثبت یا منفی ! ... به راه هایی که رفتم فکر میکنم... به روز های پر استرس و پر از ناامیدی ، به صبح زود بیدار شدنا و استرس درس و امتحان و استاد کشیدن هام... (مثل الان که یک شنبه و سه شنبه باز امتحان سخخخخخخت دارم) به روزهایی که قانع زندگی کردم ، به شب هایی که تو خلوت گریه کردم !! به گردن درد و کمر درد داشتن... به چندین سال مسافرت نرفتن( که همچنان هم ادامه داره) ، به روزهایی که میتونستم مثل خیلی 11 ظهر سرمو از زیر پتو بیرون بیارم و با خیال راحت برنامه مورد علاقه ببینم ، بدون خستگی ، کارهای خونمو انجام بدم و غذای جدید و خوشمزه بپزم!!! به دخترم ، دخترک نازم که مثل بقیه مامان ها براش وقت نمیزارم( مامانش یا درس داره یا سر کاره )!....

منم خسته شدم ، شکسته شدم و گاهی هم خُرد!... اما به لطف خدا باز هم بلند شدم ... تکه های شکسته ام جمع کردم و راه افتادم.... تلاش کردم و میکنم...

من کم نمیارم، اگه تو هم گاهی شکستی و خسته شدی ، و حتی نا امید ! اما بازم کم نیاوردی و به راهت ادامه دادی خیلی دمت گرمِ...خیلی

نوشته شده توسط سین .آسمانه در جمعه سی ام دی ۱۴۰۱ |

کجا رفتی ؟!......

ما را در سایت کجا رفتی ؟!... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 8:27

صفحه بندی