رعــد و بــــــرق

خرید بک لینک
نیمه شب بود و آسمان هوای قدم زدن داشت

برق چشمان آسمان دل ابر را برد

و ابر در کنج خیال عاشقانه لانه کرد

به خودش که آمد لبخند ملیحی را به آسمان هدیه کرده بود

آسمان غرید و ابر با روسیاهی اش گریست

آنقدر گریست که خورشید دلداری اش داد

ترنم قطره های اشک ابر دل آسمان را لرزاند

ابر آرام گرفت !... آسمان بی قرار شد!...

اما دیگر مجال نبود !...

ابر دلشکسته به سرزمین های دور هجرت کرده بود

جایی به نزدیکی آغوش آسمان !...

کجا رفتی ؟!......

ما را در سایت کجا رفتی ؟!... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی